">

مجله اینترنتی سیمرغ شهر

مجله اینترنتی سیمرغ شهر اولین مجله جامع اینترنتی ایرانی است که که در آن کلیه مطالب مفید برای ایرانیان را پوشش می ده | با همشری شوید

تبلیغات
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان

اسلایدر

  • ۰
  • ۰

جزییات جنایت پسر افغان در یافت آباد +عکس

به گزارش جام جم آنلاین از پلیس آگاهی تهران بزرگ، 21 آبان سال جاری یک نفر از اتباع افاغنه مقیم ایران با مراجعه به کلانتری 151 یافت آباد به مأمورین اعلام کرد که همسرش روز گذشته از منزل خارج و دیگر مراجعتی به خانه نداشته است.

پرونده در اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع فقدان افراد و به دستور بازپرس شعبه هفتم دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

اظهارات شاکی پرونده

شاکی پرونده پس از حضور در اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ به کارآگاهان گفت:20 آبان ماه امسال زمانیکه به خانه آمدم ، همسرم در خانه حضور نداشت؛ از پسرم بنام «فرهاد» پرسیدم که مادرش کجاست که عنوان داشت بهمراه مادرش و برای انجام تسویه حساب به محل کارش (محل کار فرهاد) رفته و پس از تسویه حساب و در مسیر بازگشت به خانه، همسرم جهت انجام خرید از وی جدا شده و پس از آن دیگر از او هیچ خبری نداریم

اظهارات صاحبکار فرهاد

با توجه به اظهارات شاکی پرونده، کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی به محل کار فرهاد در یک کارگاه چرخکاری در همان منطقه یافت آباد رفته و در تحقیقات از صاحبکار فرهاد اطلاع پیدا کردند که فرهاد در شهریور ماه نسبت به انجام تسویه حساب با صاحبکارش اقدام نموده است.

صاحبکار سابق فرهاد افزود: 20 آبان ماه سال جاری فرهاد طی تماس تلفنی از من خواهش کرد در صورتیکه پدرش به سراغم آمد، به دروغ عنوان نمایم که فرهاد بهمراه مادرش به مغازه من آمده و حتی خواست که به پدرش بگویم که او بهمراه مادرش و پس از گرفتن مبلغ 800 هزار تومان بابت تسویه حساب، مغازه را ترک کرده است.

ناپدید شدن فرهاد

با تحقیقات بعمل آمده از صاحبکار فرهاد و محرز شدن کذب بودن اظهارات و گفته های فرهاد به پدرش، تحقیقات از وی در دستور کار کارآگاهان اداره یازدهم قرار گرفت لذا کارآگاهان به محل سکونت شاکی پرونده مراجعه و از طریق همسر فقدانی (پدر فرهاد) اطلاع پیدا کردند که در مورخه مراجعه وی به کلانتری جهت طرح شکایت ، پسرش فرهاد از منزل خارج شده و دیگر مراجعتی به خانه نداشته است.

تحقیقات میدانی از محل سکونت فقدانی

کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در تحقیقات میدانی از محل سکونت فقدانی اطلاع پیدا کردند که تعدادی از اهالی محل، فرهاد را بهمراه یکی از دوستانش در حال انتقال یک عدد چمدان مشاهده نموده و حتی یکی از همسایگان به علت سنگینی بیش از اندازه چمدان به کمک آنها رفته و چمدان را برای آنها در داخل یک چرخ دستی قرار داده است.

در ادامه و با شناسایی احدی از همسایگان فقدانی، وی در اظهاراتش ضمن تأیید اظهارات سایر همسایگان مبنی بر کمک نمودنش به فرهاد و دوستش جهت جابجا نمودن چمدان به داخل یک چرخ دستی، به کارآگاهان عنوان داشت: زمانیکه از فرهاد علت سنگینی چمدان را پرسیدم، او در پاسخ عنوان داشت که داخل چمدان مقادیری لوازم خانگی است که قصد دارد آنها را به منزل خواهرش در همان نزدیکی ببرد

دستگیری دوست فرهاد

با شناسایی دقیق دوست فرهاد بنام «ابراهیم.ش» (15 ساله)، کارآگاهان اقدام به دستگیری وی کردند؛ ابراهیم در اظهارات اولیه منکر اظهارات همسایه خانواده فرهاد شد اما در ادامه مجبور به بیان حقیقت شد و به کارآگاهان گفت: من و فرهاد با یکدیگر حشیش مصرف می کنیم فرهاد با من تماس گرفت و از من خواست تا به خانه شان بروم؛ زمانیکه وارد خانه شدم، فرهاد مرا به بالای سر جنازه مادرش برد و آنجا بود که متوجه شدم فرهاد، مادرش را با چاقو کشته است؛ به درخواست فرهاد ابتدا آثار خون را از روی زمین پاک کرده و جنازه مادرش را داخل یک چمدان قرار دادیم تا آنرا به محوطه سبزیکاری در همان نزدیکی محل زندگی فرهاد ببریم؛ در بیرون از منزل، یکی از همسایگان نیز جهت قرار دادن چمدان بر روی چرخ دستی به کمک ما آمد و پس از آن جنازه را به محل مورد نظر (باغچه سبزیکاری) منتقل کردیم ؛ در آنجا بود که فرهاد با تهیه مقداری بنزین، اقدام به آتش زدن جسد مادرش کرد و پس از آن هر دو نفر از محل خارج شدیم.

دستگیری فرهاد

با اعتراف ابراهیم مبنی بر ارتکاب جنایت توسط فرزند فقدانی، دستگیری فرهاد در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت؛ با انجام اقدامات پلیسی، سرانجام مخفیگاه فرهاد در یک سفره خانه سنتی شناسایی، کارآگاهان با اخذ نیابت قضایی به این سفره خانه در منطقه شهریار اعزام و عامل اصلی جنایت نیز دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

اعتراف به جنایت

فرهاد پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ، صراحتا به ارتکاب جنایت و در ادامه سوزاندن جسد مادرش اعتراف کرد.

وی در خصوص انگیزه این جنایت گفت: مدتی بود که مادرم به رفت و آمدها و همچنین نحوه خرج کردن پول هایم گیر داده بود و همین موضوع باعث شد تا در روز جنایت و در حالیکه از دستش عصبانی و خسته شده بودم، در یک لحظه با چاقوی آشپزخانه حمله ور شده و ضربه ای را به پهلویش وارد کنم؛ در حالیکه مادرم بر روی زمین افتاده بود، به بیرون از خانه آمده و شروع به کشیدن سیگار کردم؛ پس از تمام شدن سیگار و مراجعت به داخل خانه، متوجه شدم که مادرم فوت کرده؛ بلافاصله با ابراهیم تماس گرفته و بدون آنکه چیزی به او بگویم، از او خواستم تا به منزلمان بیاید.

سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر، افزود: با اعترافات صریح هر دو متهم ، متهمین در روز جاری مورخه نهم آذرماه 1395 به شعبه هفتم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران صادر و برای هر دو متهم قرار قانونی صادر و متهم اصلی پرونده با قرار بازداشت موقت و جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.




مطالب مرتبط با موضوع


زنم مرا کتک می‌زد، رویش اسید ریختم

لاغراندام و میانسال است؛ دستبند به دست روی صندلی نشسته و مدام زیر لب غر می‌زند. از کلماتش می‌شود این‌طور نتیجه گرفت که از کاری که انجام داده پشیمان است، اما پشیمانی چه سود. سن و سالی از او گذشته است.

به گزارش جام جم، این را چروک روی پیشانی و چروکیدگی روی دستانش می‌گوید. متهم است به اسیدپاشی، آن هم روی همسرش و حالا با گذشت مدتی از این ماجرا قاضی پرونده برای او قرار سنگین صادر کرده است.

به گفت‌وگو با مرد افغان که مدتی قبل روی همسرش اسید پاشیده است، می‌نشینیم و از او انگیزه‌اش را در این خصوص می‌پرسیم.

چند وقت است به ایران آمده‌ای؟

هفت هشت سالی می شود، پسرم 13 سال قبل برای کار به ایران آمد ما که دیدیم درآمدش خوب است و پول خوبی به دست می‌آورد. تصمیم گرفتیم به ایران بیاییم. در کشور خودم کار نداشتم، اما در اینجا با کارگری حداقل خرج زن و بچه‌هایم درمی‌آمد. روزها از خانه بیرون می‌رفتم و به عنوان کارگر در پروژه‌های ساختمانی کار می‌کردم. هر روز کار نبود اما درآمدم بهتر از افغانستان بود.

چرا روی همسرت اسید ریختی؟

از دست او خسته شده بودم. مدام غر می‌زد؛ حتی مرا کتک می‌زد. اجازه نمی‌داد از خانه خارج شوم. می‌گفت باید در خانه بمانی و بیرون نروی. البته این دلیل کارم نبود. من به او شک کرده بودم به نظرم رفت و آمدهایش مشکوک بود و کارهایی دور از چشم من انجام می‌داد. این رفتار مشکوک مرا مجبور به اسیدپاشی کرد.

چطور این کار را انجام دادی؟

صبح روز حادثه همسرم هنوز خواب بود که نقشه را اجرا و بعد از آن فرار کردم.

چند وقت بود که نقشه این اسیدپاشی را کشیده بودی؟

خیلی وقت بود، اما 20 روزی می‌شد که اسید را تهیه کرده و منتظر فرصتی برای اجرای نقشه بودم.

از کجا اسید خریدی؟

مغازه مصالح فروشی.

بعد از اسیدپاشی به کجا رفتی؟

در خیابان‌ها پرسه می‌زدم، جایی را برای رفتن نداشتم برای همین بی‌هدف در خیابان‌ها می‌گشتم و شب‌ها را هم در پارک می‌خوابیدم.

چطور دستگیر شدی؟

سه روز پس از ماجرا از پرسه زدن در خیابان‌ها خسته شدم و تصمیم گرفتم به خانه برگردم. این‌طور سر و گوشی آب می‌دادم و می‌فهمیدم چه بلایی سر زنم آمده است و کمی استراحت می‌کردم. چه می‌دانستم که پلیس در کمین من است. همین که وارد خانه شدم دستبند به دستم خورد و بازداشت شدم.

وضعیت همسرت چطور است؟

خدا را شکر چشم‌هایش آسیب ندیده، ولی صورتش سوخته است.

پشیمانی؟

خیلی، ای کاش چنین تصمیم اشتباهی نگرفته بودم. من از روی ظن و بدبینی خودم دست به چنین کاری زدم. فکر می‌کردم با کسی رابطه دارد با این کار زیبایی‌اش را می‌گیرم تا به من خیانت نکند، اما با این کار خودم را بدبخت کردم و در زندان باید منتظر دادگاه و مجازات باشم


  • ۹۵/۰۹/۱۰
  • simorgh shahr

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی