• ۱۶:۴۶

نقد و بررسی فیلم سارا و آیدا

کارگردان:مازیار میری       تهیه کننده:همایون اسعدیان
سارا و آیدا
بازیگران: غزل شاکری، پگاه آهنگرانی، مصطفی زمانی، سعید چنگیزیان، شیرین یزدان بخش، احمد هاشمیان بخش و تینا پاکروان

سایر عوامل: مجری طرح: همایون اسعدیان، مدیر فیلمبرداری: حسین جعفریان، طراح صحنه و لباس: شیوا رشیدیان، طراح چهره پردازی: مهرداد میرکیانی، تدوین: احمد مرادپور، دستیار تدوین: علی گورانی، مدیربرنامه ریزی و دستیار کارگردان: مریم هژیروند، صدابردار: ساسان نخعی، مدیر تولید: حسین اکبری، گروه کارگردانی: مهدی لطیفی، نگار جنیدی، منشی صحنه: ندا آصف، فیلمبردار: امیر موسوی، دستیار فیلمبردار: مرتضی سبحانی، عکاس: آرزو اتحاد و مشاور رسانه ای: بیتا موسوی
 

داستان فیلم: سارا و آیدا دوستان صمیمی هستند که آبروی یکی از آنها به خطر افتاده و حالا باید به کمک هم شرایط را به حالت عادی بازگردانند، اما این ۲ دوست تا کجا پای یکدیگر می‌ایستند؟

سارا و آیدا

نشست «سارا و آیدا» در برج میلاد | علیه تزریق ناامیدی به جامعه

نشست پرسش و پاسخ فیلم «سارا و آیدا» با حضور عوامل این فیلم در سالن سعدى برج میلاد برگزار شد.

به نقل از ستاد خبرى جشنواره فیلم فجر، در این نشست که با حضور مازیار میرى، تهیه کننده و کارگردان، مصطفى زمانى، غزل شاکرى، پگاه آهنگرانی و شیرین یزدان بخش، بازیگران، همایون اسعدیان، مجرى طرح، امیر عربى، فیلمنامه نویس، احمد مرادپور، تدوینگر، شیوا رشیدیان، طراح صحنه و لباس برگزار شد.

مازیار میری در پاسخ به انتقادی مبنى بر درنیامدن شخصیت‌های مرد قصه، گفت: من کسانی را که فکر می‌کردم برای شخصیت‌ها بهترین گزینه هستند، انتخاب کردم. با توجه به اینکه بار اصلى فیلم به عهده خانم‌ها بود، کار بازیگران مرد بسیار سخت می‌شد. آقاى چنگیزیان کاراکتری سخت و به شدت منطقی را در این فیلم داشت که به نظر من توانست آن نقش را در بیاورد.
وی درباره پایان بندی فیلم گفت:  ما دو پایان را برای فیلم، فیلمبرداری کردیم. اینکه شخصیت سارا پای کاری که انجام داده بیایستد و یا نایستد. به این دلیل که علاقه مندم باید پای کارهایی که می‌کنیم بایستیم، این پایان را برای فیلم انتخاب کردم.
کارگردان فیلم «سارا و آیدا» تصریح کرد: شاید واقعیت جامعه ما چیز دیگری باشد، اما ما به این نتیجه رسیدیم که می‌توان نقطه امیدی را إیجاد کرد و به این دلیل این پایان را بهتر دانستیم.

سارا و آیدا

وی با بیان اینکه فیلمسازان اجتماعی کشور ثبت زمانه می کنند، ادامه داد: شرایط جامعه ما جدا از فیلمسازان ما نیست. بی اخلاقی در جامعه نهادینه شده است. سینمای ایران تلاش می کند شرایط را تغییر دهد و در میان همه این بی اخلاقی ها، امیدی را به جامعه تزریق کند.
همایون اسعدیان در پاسخ به انتقادات مطرح شده درباره فیلم، گفت: ساخت فیلم به پرتاب نیزه می ماند که ما نمی‌دانیم نیزه کجا پایین می‌آید. باور من بر این است که ما فیلم آبرومندی ساختیم. به ما گفته شد پایان داستان را عوض کنیم که خوشایند باشد اما ما این کار را نکردیم.
وی ادامه داد: در جامعه‌ای که همه چیز سیر نزولی دارد و به اندازه کافی نا امیدی وجود دارد، اجازه دهید که ما در سینما ناامیدى را رشد ندهیم. هر فیلمی در زمان خودش معنی می دهد و این فیلم هم متعلق به امروز است. من فیلمم را می سازم و شما انتقادتان را بکنید.
امیرعربى، فیلمنامه نویس «سارا و آیدا» در انتقاد به اینکه حادثه درون فیلم برآمده از قصه نیست و تحمیل شده است، گفت: فیلمنامه نویس ها و درام نویس ها از اینکه حادثه را در گره گشایی بیاورند، منع شده‌اند. مهم شکل ورود به حادثه و خروجش است. در فیلمى که زیرمتن جبر و اختیار دارد، گنجاندن چنین حادثه‌ای ایرادی ندارد.
عربی درباره شخصیت پردازی‌های فیلم گفت: تعریف من از شخصیت پردازی درست، این است که نقاط منفی شخصیت در خدمت درام داستان باشد.
 وی نیز به انتقادات پاسخ داد و تصریح کرد: ما دنبال حرف بزرگ زدن نبودیم، می خواستیم یک داستان کلاسیک داستان گو را روایت کنیم که البته نوشتن روی کاغد چیز قابل پیش بینی نیست.
غزل شاکری نیز درباره نقشش در فیلم و حادثه فیلم اظهار داشت: سارا بر اساس مشکلات دیگرى، وارد ماجراهایی می‌شود. ویژگی این داستان برای ما همان حادثه‌ای بود که منجر به مرگ دوستش شد و یک اشتباه باعث اتفاقات زیادى شد.
مصطفی زمانى نیز درباره نقش سعید توضیح داد: رابطه آیدا و سعید کاملا سطحی است و در فیلم این رابطه سطحی کاملا مشخص است. آقای میزی تنها از من می‌خواست که خودم باشم.

سارا و آیدا

نگاهی به فیلم سینمایی«سارا و آیدا» مازیار میری،
فیلمی آشفته، با فیلمنامه ای بدون توجیه منطقی/ اثری تکراری در کارنامه یک فیلمساز
سینماپرس: زهرا پیامی/ سارا و آیدا در کارنامه فیلمسازش اثری تکراری و کلیشه به حساب می آید که تنها مزیتش نسبت به آثار گذشته وفاداری به حقیقت و راستی است که در نهایت شخصیت اصلی را از عذاب وجدانی که دچارش شده رها می سازد.

فیلم سینمایی «سارا و آیدا» به کارگردانی و تهیه کنندگی مازیار میری ساعتی پیش در سالن همایش های برج میلاد برای اهالی رسانه به نمایش درآمد، فیلمی آشفته، با فیلمنامه ای بدون توجیه منطقی برای کنش شخصیت هایش و آسیب های متعددی که از ساختار فیلمنامه دیده بود.

فیلم در رابطه با رفاقت دو دوست به نام های سارا و آیدا است که به خاطر یکدیگر حتی پس از مرگ هم پای هم می ایستند و نمی گذارند تا آبرو و آینده شان بازیچه زیاده  خواهی مردی حریص و دغل باز شود. سارا که به خاطر چک های باقی مانده از برادر فراری اش و بازداشت شدن مادر پیرش به خاطر شکایت طلبکاران به دردسر افتاده به خاطر اینکه نامزدش متوجه گرفتاری های خانوادگی او نشود به دوست صمیمی اش آیدا پناه می برد تا با کمک یکدیگر چاره ای برای مشکلات او بیاندیشند. آیدا که چند وقتی است با پسری متمولی به نام سعید دوست شده و از رفاقت با او صاحب خانه و تشکیلاتی هم شده است به سارا اطمینان می دهد که می تواند روی کمک های بی توقع سعید حساب کند و نیازی نیست با سودهای کلان از بانک وام بگیرد.

سعید نیز که گویی از قبل در جریان دوستی و همکاری نزدیک سارا با آیدا بوده با اطمینان به آیدا ظرف دو روز می تواند مبلغ هنگفت بدهی برادر سارا را فراهم کرده و چک هایش را از دست طلبکاران او پس بگیرد و به این واسطه مادر پیر سارا را از زندان بیرون بیاورد.

اما چند روز بیشتر نمی گذرد که سعید بدون اطلاع آیدا با سارا قراری می گذارد تا به جبران لطف او برایش کاری را انجام دهد، کاری که تنها او و آیدا به واسطه کارشان در یک بورس ارواق بهادار می توانند انجام دهند. کاری که سعید از سارا می خواهد برداشتن مخفیانه یک سری اوراق بهادار با ارزش است که او  را در مذائده ای برنده بی رقیب کند، کاری که سود بسیار زیادی را نصیب سعید میکند و گویی میتواند سارا را از زیر دین او دربیاورد. سارا که می داند با فرد جدی طرف است و از سویی چک برادرش هنوز نزد اوست با تهدید ها و فشارهای سعید مجبور می شود تا به خواست او تن داده و اسناد را سرقت کند. کاری که رابطه او را با صمیمی ترین دوستش آیدا و نیز نامزد محافظه کارش وارد فاز جدیدی کرده و همه چیز را به چالش میکشد.

فیلم با آنکه بازی های حساب شده و نسبتا خوبی دارد و همچنین ریتم و تمپو فیلم نشان از کارگردانی خوب است اما در جذب و کشش مخاطب چندان موفق عمل نمی کند. روابط علی و معلولی اثر به درستی در نیامده و مخاطب با هر اتفاق و اتخاذ هر تصمیمی از سوی شخصیت ها چه مثبت و چه منفی غافلگیر می شود، غافلگیری که نه در راستای تعلیق و ساختار پیچیده اثر بلکه به خاطر عدم پرداخت منطقی شخصیت ها شکل گرفته است. در پایان هم مرگ بر اثر تصادف راه حلی دم دستی است که فیلمساز را برای رهایی از چالش هایی که در فیلمنامه ایجاد کرده است خلاصی بخشد. تصادفی که باعث می شود همه شخصیت ها به خواسته هایشان برسند و تقصیرها نیز بی دلیل به گردن آیدا بیافتد که با حذف ساده اش از ساختار نمایشی گزینه خوبی برای پنهان ساختن سوراخ ها و گاف های فیلمنامه است.

همچنین باید اذعان کرد سارا و آیدا در کارنامه فیلمسازش اثری تکراری و کلیشه به حساب می آید که تنها مزیتش نسبت به آثار گذشته وفاداری به حقیقت و راستی است که در نهایت شخصیت اصلی را از عذاب وجدانی که دچارش شده رها می سازد، اما با این آزادی او را اسیر بند زندان و ملامت های نامزد محافظه کارش می گرداند. تمی که در پایان به گفتن راست یا دروغ شخصیت اصلی زن در فیلم درباره ی الی فرهادی شباهت بسیاری پیدا می کند ولی اسیر دروغ و فریبکاری آن نشده و حقیقت را ارزش افزوده ای بر اثر فرهادی قرار می دهد. سارا با اعتراف نزد پلیس و اقرار به بیگناهی آیدا در واقع طعنه ای محتوایی به تم اثر فرهادی می زند و نتیجه ای که فیلمساز صاحب اسکار از یک معادله اخلاقی گرفته است.

نقد فیلم سینمایی «سارا و آیدا» در برنامه هفت

🔻قطبی زاده: درباره فیلم مازیار میری، برای من عجیب بود که فیلم، فیلم فیلمنامه است. نه به معنی ارزش گذاشتن بر متن. بلکه به این معنا که ایده های بصری خاصی ندارد و شما صرفا قصه را دنبال می کنید.

بنظرم فیلمنامه هم اشکالات جدی بدان وارد است. بازی های اغلب ضعیفی از بازیگرانی که انتظارات زیادی از آنها داریم، در فیلم وجود دارد.

فیلم بیشتر الگوهای تلویزیونی بر آن حاکم است. شاید کارهای تلویزیونی کارگردان بر او چنین تاثیراتی گذاشته است. بیشتر به یک قسمت از سریال تلویزیونی شبیه است. آن هم یک قسمت ضعیف از یک سریال ضعیف! بنظرم برای منفی نگاری کمتر، از این فیلم بگذریم.

امیدوارم این ایرادات سبب نشد تا معرف کارنامه میری باشد چون کارهای بهتری از این کارگردان در ذهن ما است.

🔻فراستی: بنظرم شخصیت پردازی و خلق فضا در این فیلم وجود ندارد. یک قصه که به طور کامل به فیلمنامه تبدیل نشده است و ول است. بنظرم این ۳-۴ فیلم عقب تر از کار قبلی اوست. فیلم هدر شده و بده و تلویزیونی.

 

داستانی تکراری درباره دره گرگها
وحید محرابیان

🔷یکی از پرتکرارترین سوال‌هایی که اغلب تماشاگران سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر بعد از دیدن آثار این دوره با آن مواجهه می‌شوند، این است که «چه ضرورتی برای ساخت چنین فیلمی بود؟». «سارا و آیدا» مازیار میری هم یکی از پرچمداران اصلی این طیف از فیلم‌هاست. گذشته از ضعف‌های بزرگ منطقی فیلمنامه «سارا و آیدا»، داستان فیلم به قدری تکراری و کسالتبار انتخاب شده است که از نیمه های فیلم پایان بندی آن کاملا مشخص است.

🔶هرچند امیر عربی تلاش کرده است در این اثر به زمانبندی  و قواعد تکنیکی فیلمنامه توجه زیادی داشته باشد و گره‌ها را به موقع در فیلم به کار ببرد اما این تلاش با سهل‌انگاری در انتخاب داستانی دم‌دستی ضایع شده و باعث شده است فیلم در لحظات پایانی با دیالوگ‌های طلایی‌اش تماشاگران به ستوه آمده را بخنداند‌.

🔷دیالوگ‌های گل‌درشت و شعاری «در شهری که همه دستشان در جیب یکدیگر است، باید بدانی دستت را در جیب چه کسی کنی» و «در این شهر همه مثل گرگ منتظر هستند تا تکه پاره ات کنند» نشان از اولویت ارائه پیام به جای داستانگویی برای فیلمساز برای مخاطبان دارد. بنابراین شخصیت‌های داستان هم بر اساس همین پیام انتخاب شده‌اند. شخصیت‌هایی مذبذب که گویا اصلا دلیلی برای تصمیم‌های لحظه‌ای خود ندارند.

🔶برادر «سارا»، «میثاق» که کارخانه‌داری ورشکسته است آنها را با بدهی‌های سنگین در شهری پر از گرگ تنها گذاشته و دخترک معصوم برای رهایی از این بدهی مجبور است به خواسته نامشروع دیگران تن بدهد و بی‌دلیل از عصبی بودن نامزدش بترسد و مشکلش را با او در میان نگذارد. جالب است که در انتهای فیلم مشخص می‌شود نامزد او هم مردی ذی‌نفوذ است و حتی با مدیر شرکت بزرگی که سارا و جمیع کاراکترهای فیلم در آن کار می کنند، دوست است و به راحتی می‌توانسته مشکل او را برطرف کند.

🔷به غیر از «سارا»ی معصوم، «آیدا» هم نقش مهمی در فیلم بازی می‌کند. دختری که رابطه‌های شلخته‌ای با پسران دارد و حالا دوست پسری پولدار را گیر آورده که می‌خواهد با او ازدواج کند. قهرمان نیم‌بندی که خانه‌اش پر از عکس‌های مرلین مونرو است، دختری شاد ولی ناکام.

🔶آوازخوانی گاه و بیگاه غزل شاکری، موسیقی فیلم و حضور مصطفی زمانی در جمع بازیگران اصلی «سارا و آیدا»، بیش از آنچه بتوان آن را تصادفی دانست یادآور سریال «شهرزاد» برای مخاطبان است. شاید اگر کمی فیلمنامه را کشدارتر می‌نوشتند، میری می‌توانست سریال خوبی مناسب صدا و سیما یا شبکه خانگی از «سارا و آیدا» بسازد که برعکس این اثر مورد توجه و رضایت قرار بگیرد.
 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

الکسا

پربیننده ترین مطالب
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan