- پنجشنبه ۱۱ شهریور ۹۵
- ۲۲:۱۶
اکران فیلم فروشنده
خون تازهای در رگهای سینمای ایران خواهد بود و تماشاگران جدی و حرفهای
را در روزهای آتی به چالش دعوت خواهد کرد. اما برخی طاقت انتظار را نداشته و
از همان ساعات اول اکران فروشنده به تماشای آن نشستند.

فرادید| فروشنده اصغر فرهادی اکران شد. با اینکه زمان زیادی از اکران فیلم فروشنده نگذشته است فروش آن یک رکورد را جابه جا کرده است. اگر روز چهارشنبه و امروز پنجشنبه گذرتان به خیابان بهشتی افتاده باشد ممکن است مخاطبان مشتاق و جدی سینما را برای تماشای فیلم جدید اصغر فرهادی دیده باشید.
اکران فیلم فروشنده خون تازهای در رگهای سینمای ایران خواهد بود و تماشاگران جدی و حرفهای را در روزهای آتی به چالش دعوت خواهد کرد. اما برخی طاقت انتظار را نداشته و از همان ساعات اول اکران فروشنده به تماشای آن نشستند.
مرضیه دختر 17 سالهای که به همراه پرستو و آرزو دوستانش برای تماشای نخستین اکرانهای فیلم فروشنده آمده و در اینباره میگوید: «با توجه به اینکه سانسهای عصر به شب میخورد و نمیتوانیم بیاییم در این ساعت آمدیم و اینکه سانسهای اول فیلم برایمان خیلی جذاب است.»
رامین پارسا و خشایار حسینی که به نظر میرسد با دو دوست دیگرشان در حال خوردن صبحانهاند از دیگر مخاطبان «فروشنده» هستند که در سالن انتظار ایستادهاند، رامین پارسا 42 ساله است و وقتی از او میپرسیم چرا این سانس را برای تماشای فیلم انتخاب کرده است که پاسخ میدهد: «من میخواستم سانس 6:45 دقیقه را بگیرم که پر شده بود که دیگر برای 9 صبح بلیت گرفتم آن هم ردیف جلو و گوشههای سالن.»
مینا و آزاده، 37 ساله، که به همراه هم برای تماشای فیلم آمدهاند نیز در گوشه دیگری از سالن انتظار در طبقه هفتم سینما آزادی ایستادهاند، مینا درباره اینکه چرا این ساعت صبح به تماشای فیلم «فروشنده» آمده، میگوید: «من امروز به انگلیس پرواز دارم، آمدهام فیلم را ببینم و بعد بروم.» آزاده نیز دلیل حضورش را همراهی او میداند، از آنها میپرسیم تصویر کلیشان از اکران فیلم «فروشنده» چیست که آزاده پاسخ میدهد: «داستان کلی را میدانیم به علاوه یکی دو نقدی که به صورت فارسی منتشر شده است، همه تیزرهایی را هم که از اول و در زمان جشنواره کن منتشر شده بود را دیدیم، همچنان فکر میکنم اصغر فرهادی یک چالش روانشناسی بین یک زوج ایجاد میکند و منتظر همچین چالشی هستیم و زوجی که در ارتباطشان به مشکل بر میخورند.»
سالن ساکت و بهت زده
درهای سالن باز میشوند و مخاطبان روی صندلیهای مینشینند، برخی با ورود به سالن از خودشان یا دوستانشان عکس میگیرند و برخی هم صبر میکنند چراغها خاموش شود و از صحنههای آغاز فیلم با گوشیهایشان تصاویری را ثبت میکند، اما نکته جالب در زمان نمایش فیلم اینجاست که احتمالا سالنهای نمایش «فروشنده» ساکتترین سالنهایی خواهند بود که تا کنون با وجود مخاطبان پر جنب و جوش ایرانی دیدهاید! فضای بهتزدهای در سالن سینما حاکم است و خبری از خندههای بیجا یا پچپچههای همیشگی در سالن سینما نیست، به نظر میرسد همه میخکوب شدهاند. با تمام شدن فیلم البته سکوت میشکند و تماشاچیان دقایقی فرهادی را تشویق میکنند.
البته بهتی که با تمام شدن فیلم همچنان همراه مخاطبان است و آن را میتوان از تاخیر تماشاچیان در ترک کردن صندلیهایشان فهمید. برخی از همان لحظات ابتدایی شروع به بحث درباره فیلم میکنند، بحثهایی که اگر گوش تیز کنید، رضایت و ستایش را در آنها خواهید یافت.
چه گفتند؟
به سراغ چهار پسر نوجوان که روی صندلیهایشان نشستهاند و موسیقی تیتراژ پایانی را گوش میکنند میرویم و با توجه به نقدهای منفی که درباره فیلم «فروشنده» مطرح شده بود، از آنها میپرسیم فکر میکنند فیلم «غیرت» را زیر سوال میبرد؟ که پاسخ میدهند: «نه فکر نمیکنم، داشت یک مشکل اجتماعی را بیان میکرد.»
نفر دوم تنها میگوید: «نه فکر نکنم»، اما از سومین نفر که معتقد است غیرت در این فیلم زیر سوال برده نمیشود، میپرسیم فکر نمیکند منظور فیلم این بود که اگر بخواهیم به خاطر غیرت انتقام بگیریم و خشونت به خرج بدهیم باید تاوان بدهیم که میگوید: «نه فکر نمیکنم اینطور باشد که شما میگویید.» چهارمین نفر نیز اینطور نظر میدهد: «بیشتر داشت حول غیرت میچرخید، عماد شخصیت اصلی داستان آدم با غیرتی بود، بابک و پیرمرد (شخصیت متجاوز) بیغیرت بودند و حتی در صحنهای که خانم مینا ساداتی حضور داشت، او هم در واقع شوهری داشت بیغیرت؛ در واقع داشت زندگی یک آدم با غیرت را بین چند آدم بیغیرت نشان میداند.» از نظر او نیز فیلم به هیچوجه غیرت را زیر سوال نبرده بود.
زهرا حبیبی، 21 ساله، و دوستانش که خودشان را به روز اول اکران فیلم فروشنده رساندند، فکر میکند که غیرت در فیلم زیر سوال رفته است یا نه بستگی به شخصیت کسی دارد که در آن موقعیت قرار میگیرد: «بستگی به شخصیت و افکار و عقاید آن شخص دارد که چطور برخورد کند.» البته او درباره این سوال که فکر میکند فیلم غیرت را زیر سوال میبرد تنها میگوید: «نمی دانم.» از دو دوست دیگر او آرزو و صدف 23 ساله هم همین سوال را میپرسیم که قاطعانه میگویند فیلم غیرت را زیر سوال نمیبرد و عالی بود.
مریم 28 ساله نیز که با دوستانش به سینما آمده در ادامه میگوید: «به نظرم اصلا اینطور نیست، اتفاقا الان با دوستانم درباره همین موضوع صحبت میکردیم؛ خیلی برایم عجیب بود که چنین چیزی در فضای مجازی باب شده بود، به نظرم اصلا چنین اتفاقی نمیافتاد. اتفاقا خیلی منطقی برخورد کرد و نماد مرد ایرانی را باید واقعا آن چیزی که بود نشان میداد و داد.» از او که پوشش چادر را نیز انتخاب کرده است میپرسیم نظرش درباره این که کسانی که اظهار تدین میکنند معتقدند این فیلم فرهنگ ایرانی اسلامی ما را زیر سوال میبرد و نمای خوبی از ما در جشنوارههای خارجی ارائه نمیدهد چیست؟: «به نظرم ما باید اصل را در نظر بگیریم و فقط به ظاهر توجه نکنیم، اصل این است که اتفاق خاصی نیافتاده بود و فقط یک سو تفاهم بزرگ بود و شاید نوع نگرش ما درباره این فیلم غلط بوده و همه ما عادت داریم پیشداوری کنیم، بدون آنکه اصل و کنه قضیه را بدانیم و متوجه آن باشیم.» از نظر او فیلم بسیار خوب بود و اصلا حاشیههایی که انتظارش را داشته نداشته است.
افشین، 24 ساله، نیز میگوید: «چیزی که من از اصغر فرهادی یاد گرفتم این است که زود قضاوت نکنیم.» او معتقد است که فیلم بد نبوده و نظر قطعی را با بیش از یک بار دیدن فیلم میتوان داد.
فیلم سینمایی «فروشنده» به کارگردانی اصغر فرهادی در یک روز نمایش با توجه به سانسهای فوقالعاده موفق به فروش بیش از 250 میلیون تومانی فقط در یک روز شد.
به گزارش خبرآنلاین، نمایش عمومی تازهترین ساخته فرهادی از ساعت 6.45 صبح روز چهارشنبه دهم شهریور ماه آغاز شده است و نوبتهای نمایش آن تا بعد از ساعت 12 شب ادامه خواهد داشت. براساس اعلام کانال «روزنامه سینما» مجموع بلیتهای فروش رفته «فروشنده» فقط در روز دهم شهریورماه بیش از 250 میلیون تومان است و این یک رکورد بیسابقه در سینمای ایران محسوب میشود.
در این روز همچنین فرهادی در نمایشهای مردمی فیلم حاضر شد. او صبح به سینمای کوروش رفت و شب در سینما آزادی در جمع مخاطبان حضور پیدا کرد.
«ایسنا» درباره آنچه که فرهادی در سینما آزادی در جمع تماشاگران فیلمش گفت، چنین نوشت: «قدر این محبتی که به فیلمهایم دارید را میدانم و برایم بزرگترین سرمایه و خوشبختی در زندگی است. خیلی خوشحالم که در این نمایش توانستم بخشهایی از فیلم را در کنار شما ببینم. امروز در سینماهای مختلف حاضر شدم و بخشهایی از فیلم را با مردم دیدم. هر وقت که وارد سالن میشدم احساس میکردم که کسی در سالن نیست. همه متمرکز فیلم بودند و سکوت بر سالن حاکم بود. این اتفاق خیلی برایم با ارزش است و میدانم بخشی از آن به خاطر محبتهایی است که به فیلمهای من دارید. احتمالا بعد از دیدن فروشنده دوست ندارید زیاد صحبت بشنوید و دوست دارید تنها باشید و فکر کنید اما فقط این نکته را تاکید میکنم که قدر محبتهای شما را به فیلمهای میدانم و برایم بزرگترین سرمایه و خوشبختی در زندگی است.»
فرهادی چهارشنبه شب دهم شهریور ماه تهران را به مقصد اسپانیا برای فراهمسازی شرایط جهت ساخت فیلم جدیدش ترک خواهد کرد.
گاردین| در درام جدید کارگردان جدایی، زوجی از طبقه متوسط ترکهایی در دیوار خانهشان می بینند، چرخشی استادانه در نمایشنامه آرتور میلر.
حضور اصغر فرهادی در جشنواره ی کن جالب می شود اگر درام "فروشنده " را لحظه ای برای اندیشیدن در این باره که آیا ژانری جدید درحال تولد در دنیای سینما است در نظر بگیریم: شوکی از جنس هانکه / آنتونیونی!
چند آدم خوب و از خود راضی طبقه متوسط به زندگیشان مشغولند که اتفاقی وحشتناک برایشان می افتد، اتفاقی مرموز، ناشناخته و نحس که آرامششان را درهم شکسته و ترک هایی بر لاک زندگی روتینشان می اندازد و با خود فاش شدن شرم و گناه را به همراه دارد.
فیلم " فارغ التحصیل " کریستین مونجیو و نیز در حد کمتری "دختر گمنام" برادران داردن در جشنواره ی کن هر دو فیلم هایی بودند که اتفاق های شوک آوری از جنس شوک های آثار هانکه/ آنتونیونی داشتند. همه درباره ی تجاوز جنسی، حضور و دست داشتن طبقه متوسط، سلب آسایش، آدم هایی که به درها می کوبند تا اجازه ی ورود یابند و یا آدم هایی که پشت درها می مانند و تصاویر دوربین های مدار بسته ای که قسمتی از زندگی های در حاشیه ای را نشان می دهند و برای طبقات بالاتر ترسناک هستند. " فروشنده" شروع به متناسب کردن و سازمان دادن به الگوی مشخصی می کند، و با این حال بی شک خوش ساخت است و کم کم دارد شبیه یک سبک شخصی می شود.
فیلم های درخشان فرهادی " جدایی" 2011 و " درباره ی الی" 2009 هر کدام ادای دینی به هانکه و آنتونیونی داشتند، از دید من " فروشنده" از بسیاری جهات شبیه "چهارشنبه سوری" 2006 است و در هردو بازیگر نقش اصلی زنشان ترانه علیدوستی فوق العاده است. چهارشنبه سوری هم همین ایده یک زندگی مختل شده را داشت که منجر به ناراحتی، تنش و تغییر می شد و این باعث می شد که روابط آدم هایی که به آن مربوط بودند و یا در آنجا زندگی می کردند مشخص شود. چهارشنبه سوری هم هیاهوتر و ظریف تر از فروشنده بود.
فیلم فروشنده درباره یک زوج شاد از طبقه متوسط در تهران است. رعنا و عماد که توسط علیدوستی و شهاب حسینی بازی می شوند. عماد معلم است و رعنا در خانهدار، آنها قصد دارند با هم زندگی تشکیل دهند. اما به جز این آنها هر دو از اعضای با استعداد یک گروه نیمه حرفه ای تئاتر هستند که در تدارک اجرای نمایشنامه "مرگ دستفروش" آرتور میلر هستند. عماد نقش ویلی لومن که فروشنده ای شکست خورده است را بازی می کند و رعنا در نقش همسر او لیندا بازی می کند. هر دو با گریم و کلاه گیس هایی خاکستری رنگ نقش کاراکتر های غمگین پیرتر از خودشان را بازی می کنند. دقیقا در ابتدای فیلم آنها مجبور به نقل مکان از آپارتمانشان می شوند، چون به نظر می رسد کل مجتمع به دلیل نقص ساختمانی در حال فرو ریختن است.
فرهادی صحنه ای به شدت متشنج خلق می کند که در آن ترک ها قاب پنجره را می شکنند. فاجعه ای قریب الوقوع از جنس تایتانیک. آنها سرانجام به لطف یکی از هم گروه های تئاترشان آپارتمان جایگزینی پیدا می کنند. اما آنها دیر متوجه می شوند که ساکن قبلی آنجا زن جوانی بوده که گویا روسپی گری میکرده و افراد مشکوک و بدنامی تمام طول شب آن اطراف می پلکند. یک شب رعنا اشتباه می کند و به خیال اینکه همسرش جلوی در است کلید باز شدن در بیرونی را می زند.
جذابیت و لذتی بصری در شیوه فرهادی در کنار هم قرار دادن صحنه های بازی نمایشنامه ی آرتور میلر و صحنه های زندگی واقعی این زوج و شومی آن وجود دارد. رئالیسم ویرانی و تراژدی کلاسیک شانه به شانه ی هم به نمایش در می آیند. خود عماد فردی خوددار و منطقی است ولی خوب می شود اگر بازی در نمایشنامه میلر به او از نظر اخلاقی دیدی مغرور، دراماتیک و قهرمانانه نسبت به خود بدهد. ویلی لومن در اندوه خویش متحیر از این است که چه مردیاست که نمی تواند به زن و خانواده ی خود بهترین چیز های مورد نیاز در زندگی را بدهد. عماد متحیر از این است که چه مردیاست که نمیتواند از زنش در برابر تجاوز محافظت کند. به وضوح فرهادی به مخاطبانش اجازه میدهد که از خلال دروغ های موازی ویلی لومن گمانه زنی کنند و سپس آنها را در دقایق پایانی بیندازد با این حال ارتباط جدید کمی صریح و واضح است.
این فیلمی زیرکانه و جاه طلبانه است، ولی داستان خیلی بر پدر یکی از شاگردان عماد که در بخش صدور مجوز وسیله نقلیه ی موتوری کار می کند وابسته است. " فروشنده " سعی می کند که تاثیر و نتیجه بزرگتری نسبت به فیلم قبلی فرهادی داشته باشد و کیفیت مبهم و معمایی "جدایی" را ندارد. در حقیقت تم انتقام-عدالت طلبی فیلم تقریبا من را به یاد فیلم ملودرام – جنایی دنیس ویلنیو " زندانیان" 2013 میندازد.
با این همه IQ محض فیلم سازی فرهادی این فیلم را بسیار تماشایی کرده است. در صحنه ای عماد که خسته است در کلاس به خواب فرو می رود و در حالی که در حال خرناس کردن است بچه ها گستاخانه برای گرفتن سلفی دور او جمع می شوند، تنها فیلمسازی با اعتماد بنفس و جسارت فرهادی می تواند در فیلمش فضایی برای ذره ای کمدی به این بی پروایی پیدا کند. فروشنده درامی خوش ساخت و ارزشمند است.