- دوشنبه ۸ شهریور ۹۵
- ۲۰:۳۷
وبسایت Covenanteyes.com یک صفحهی مانیتورینگ اینترنتی است که جزئیات جستجوها را مانند عناوین سرچ شده در اینترنت، ویدئوهای یوتیوب (محتواها، مخاطبین و ویدئوهای پربازدید) و همچنین گزارشهایی از استفادهی کاربران از اینترنت را ارائه میدهد. این سایت همینطور، راهنماییهایی برای والدین در راستای ایجاد یک فضای پاک اینترنتی برای کودکان دارد.
مطالب زیر به گزارشهایی در مورد دسترسی کاربران به سایتهای مستهجن و اثرات آن در زندگی زناشویی و خانوادگی پرداخت میگردد.
به گفتهی سخنگوی سازمان غیردولتی صنعت پورنو محتواهای بزرگسالان در آمریکا؛ اینترنت بزرگسالان و پورنوهای آنلاین سریعترین و رو به رشدترین صنعت تولیدی و تجاری آمریکا است.
در سال 2006، درآمدهای حاصل از تجارت محتواهای جنسی در ایالاتمتحدهی آمریکا؛ چیزی در حدود 13 بیلیون دلار بوده است. این درآمدها شامل: فروش و یا کرایه ویدئو، فروشهای اینترنتی، مجلهها، رمانها، کلوپهای رقص غیرمتعارف، تماشای آنلاین در قبال پرداخت هزینه و غیره میباشد.
در سال 2007، درآمدهای حاصل از صنعت پورن در سرتاسر جهان؛ حدود 20 بیلیون دلار تخمین زده میشود که 10 بیلیون دلار آن، نصیب تولیدکنندگان داخل کشور ایالاتمتحدهی آمریکا میگردد. بر اساس نظر سخنگوی صنعت پورن؛ این مبالغ از سالهای 2007 تا 2011، به دلیل حجم بالای دسترسیهای رایگان، 50% کاهش داشته است. در سال 2002، نزدیک به 11،300 فیلم پورن ساخته شد، درحالیکه محصولات تولیدی هالیوود تنها 470 فیلم بوده است.
آمار و ارقام صنعت پورن:
- در ایالاتمتحدهی آمریکا، صنعت پورن بهصورت سالیانه 13 بیلیون دلار درآمدزایی دارد.
- از طریق محتوای پورن اینترنتی، سالیانه 3 بیلیون دلار عاید تولیدکنندگان میشود.
- 79% بازیگران فیلمهای پورن از ماریجوانا و 50% از قرص اکس استفاده میکنند.
- 88% این فیلمها شامل خشونتهای فیزیکی و 49% شامل خشونتهای لفظی هستند.
- 66% از بازیگران پورن دچار تبخال دستگاه تناسلی که یک بیماری مقاربتی است میشوند.
- 7% از این افراد نیز مبتلابه ایدز هستند.
پورنوگرافی آنلاین
- در سال 2000 حدود 7000 تا 7400 سایت با محتوای جنسی که تعرفههای آنها پولی بود؛ تولید گشت.
- بر اساس سایت Websense، تعداد سایتهای پورن از 88000 در سال 2000 به 1.6 میلیون در سال 2004 رسیده بود.
- در سال 2008، بیش از 40،634 وبسایت دارای محتوای پورنوگرافی بوده است.
- حدود 70% الی 80% وبسایتهای رایگان، دارای محتواهای مربوط به بزرگسالان هست که از اغلب آنها بهعنوان طعمهای برای جذب مخاطبان به سایتهای پولی استفاده میشود.
- 90% وبسایتهای پورن رایگان و 100% وبسایتهای پولی، محتواها را تولید نمیکنند بلکه آنها را خریده و در سایتها؛ بارگذاری میکنند.
بعد از تحلیلهایی که در مورد 400 میلیون جستجوهای اینترنتی از سال 2009 تا 2010 انجام شد نشان میداد:
- 13% همهی جستجوها در مورد مطالب جنسی است.
- بیشترین جستجوی محتواهای جنسی را جوانان انجام میدهند.
- مردان بیشتر دنبال تصاویر و سایتهای تصویری جنسی هستند وزنان غالباً به دنبال داستانهای عاشقانهی جنسی هستند.
محتواهای جنسی درگوشیهای هوشمند
در سال 2012، 43،8% مجریان صنعت پورن و سهامداران بر این باور بودند که دستگاههای موبایل به اولین ابزار پورنوگرافی تبدیلشده است. بر اساس پژوهشها در سال 2015:
- درآمد حاصل از خدمات محتواهای بزرگسالان و جنسی ویژهی تلفنهای همراه به 2.8 بیلیون دلار خواهد رسید که شامل خدمات مبتنی بر اشتراکهای صفحات جنسی و ویدئوچتها خواهد بود.
- تنها اشتراکهای مفاهیم جنسی گوشیهای همراه، درآمدی نزدیک به یک بیلیون دلار نصیب تولیدکنندگان خواهد کرد.
- 70% این درآمدها، برای تولیدکنندگان محتوای جنسی اروپای غربی و آمریکای شمالی خواهد بود.
- مخاطبان این محتواها در کاربران تبلت ها؛ سه برابر خواهد بود.
- بیش از 35 میلیون نفر در سرتاسر جهان، مشترک وبسایتهای جنسی مبتنی بر پرداخت هزینه خواهند بود.
تماشای پورن و تأثیرات آن بر زندگی زناشویی
- باعث ایجاد یک درک و بینش مبالغهآمیز از روابط جنسی میگردد.
- باعث کاهش اعتماد بین زوجها میگردد.
- رفتهرفته تکهمسری و داشتن یک شریک جنسی مأیوسکننده میگردد.
- بیقیدی جنسی در جامعه عادی میگردد.
- خودداری از روابط جنسی متعدد، بیماری تلقی میگردد.
- باعث بدبینی نسبت به یک رابطهی عاطفی و عاشقانه میگردد.
- انگیزهی تشکیل خانواده و تربیت فرزند از بین میرود.
همچنین بر اساس پژوهشهایی که جامعهشناسی به نام جیل منینگ در ارتباط با تماشای فیلمهای جنسی داشته است؛ به نتایج زیردست یافته است:
- افزایشنارضایتیهای زناشویی و بالا رفتن میزان جدایی و طلاق
- کاهش عاطفه در زندگی و رضایت جنسی در زندگی زناشویی
- خیانت
- افزایش تمایل برای دیدن شکلهای دیگری از فیلمهای پورن مانند فیلمهای تجاوز جنسی، غیرقانونی و روابط جنسی ناسالم میگردد.
- پایین آمدن ارزش تکهمسری و وفاداری
- افزایش تعداد آدمهایی معتاد رفتارهای جنسی شدهاند.
پورنوگرافی و نوجوانان
بر اساس اظهارات وزارت دادگستری ایالاتمتحدهی آمریکا؛ هیچگاه در تاریخ ارتباطات و رسانههای جمعی ایالاتمتحده، به این اندازه محتواهای مستهجن و ناپسند در خانههای آمریکایی و بدون محدودیت در دسترس کودکان نبوده است.در سال 2012، پژوهشی انجام شد که طی آن از 2،017 نفر از نوجوانان 13 تا 17 سال و والدین آنها مصاحبه شده و نتایج زیر حاصل شد:
- 71% نوجوانان ترفندهایی انجام میدهند که فعالیتهای آنلاین آنها از دید والدینشان پنهان بماند. (شامل پاک کردن هیستوری، بستن صفحه هنگام نزدیک شدن والدین، دروغ گفتن به آنها، استفاده از تلفن همراه بهجای رایانه و ...)
- 32% نوجوانان اعتراف کردهاند که بهصورت عمدی و آگاهانه به تصاویر برهنه و محتواهای پورن بهصورت آنلاین دسترسی پیدا میکنند. از این تعداد 43% بهصورت هفتگی به این صفحات میروند و تنها 12% والدین آنها از فعالیتهای نوجوانان خود اطلاع دارند.
در پژوهش دیگری که توسط شرکت Microsoft Corporation در سال 2011 در کشورهای انگلستان، اسپانیا، ایرلند، فنلاند، آفریقای جنوبی، ایتالیا، پرتقال، ترکیه، روسیه، یونان و مصر در این رابطه انجام شد نشان میداد:
- 67% بعد از هر بار آنلاین شدن، حافظهی اینترنتی رایانه را بهصورت کامل پاک میکنند و یا ترفندی پیش میگیرند که والدین آنها از فعالیتهای آنان کاملاً بیخبر بمانند. 31% آنان این عمل را هرروز انجام میدهند.
- 39% نوجوانان قبول دارند که گیمهایی را بهصورت آنلاین بازی میکنند که اگر والدین آنها متوجه شوند این کار را تائید نخواهند کرد.
- 44% نوجوانان به مخاطبان آنلاین خود دربارهی سنشان دروغ میگویند.
- 31% از پسران نوجوان اعتراف نمودهاند که سایتهای مستهجن میبینند و 13% آنان گفتند که این کار را غالباً انجام میدهند.
آیا میدانستید:
- از هر 10 پسر، 9 نفر آنها قبل از سن 18 سالگی به محتواهای پورن دسترسی پیدا میکنند.
- میانگین سنی که پسران به مفاهیم جنسی و پورن دسترسی پیدا میکنند 12 سال است.
- 71% نوجوانان فعالیتهای آنلاین خود را مخفی میکنند.
- 28% افراد 16 و 17 سال، بهصورت ناخواسته به صفحات پورن دسترسی مییابند.
بهصورت میانگین:
- 6 نفر از هر 10 دختر تا قبل از 18 سالگی به محتواهای پورن دسترسی پیدا میکنند.
- 15% پسران و 9% دختران، پورنوگرافی کودکان را تماشا میکنند.
- 32% پسران و 18% دختران، تصاویر جنسی خشن را بهصورت آنلاین میبینند.
- 83% پسران و 57% دختران صحنههای سکس گروهی را تماشا میکنند.
- 69% پسران و 55% دختران، فیلمهای پورن همجنسبازی را بهصورت آنلاین تماشا مینمایند.
پورن و کلیسا
متأسفانه امروزه پورنوگرافی به یک امر رایج در همهی بخشهای جامعه تبدیلشده است؛ به صورتی که یکهشتم همهی جستجوهای اینترنتی مربوط به محتواهای جنسی و پورن است و ازآنجاییکه این صنعت در خفا رشد میکند حتی کلیساها و کشیشها نیز از این وسوسهها در امان نیستند. درواقع:
- 51% کشیشها اعتراف کردهاند که پورنوگرافی اینترنتی یک امر ممکن و اجتنابناپذیر است.
- 50% همهی مسیحیان مرد و 20% همهی مسیحیان زن اعتراف کردهاند که معتاد به پورنوگرافی هستند.
- 75% کشیشان، برای استفادههایی که از اینترنت دارند خود را مسئول به پاسخگویی نمیدانند.
کسانی که بهصورت منظم در مراسمهای کلیسا شرکت میکنند 26% کمتر از دیگران پورن میبینند اما افرادی که خود را 'بنیادگرا' معرفی مینمایند 91% بیش از دیگران پورنوگرافی میکنند.
معروف ترین بازیگر ایران که تغییر جنیست داد +تصاویر

او یکی از قدیمی ترین بازیگران حیطه بازیگری و یکی از مشهورترین ترنسکشوالهای کشورمان است که بعد از ۴۲ سال تغییر جنسیت داده؛ خودش که میگوید:« نه چیزی برای پنهان کردن دارم و نه ترسی از حرف زدن درباره گذشتهام» شاهد این ادعا عکسهای دوران فرزانگیاش است که در گوشه و کنار خانهاش دیده میشوند؛ عکسهایی که سامان آنها را دور نینداخته است.
جایگاهم را پیدا نکرده بودم. نمیدانستم کجا ایستادهام. شک داشتم که تی اس هستم یا نه؟میدانستم یک مشکل اساسی وجود دارد اما باید اطمینان پیدا میکردم. از عواقب تغییر جنسیت و تنهایی بعد از آن هم خیلی میترسیدم؛ در اصل، مهمترین مشکلم همین تنهایی بود. من عاشق معاشرت کردن با دیگران هستم و دوست دارم همیشه در خانهام مهمان داشته باشم. میترسیدم بعد از جراحی دیگر کسی من را نپذیرد.
ترس از تنها شدن باعث شد ۲۰ سال طول بکشد تا من تصمیم بگیرم جنسیتم را تغییر بدهم اما سال ۸۵ دیگر مطمئن شدم که میخواهم این کار را انجام بدهم و اقدام کردم. همان موقع خیلیها گفتند باید بازیگری را ببوسی و کنار بگذاری ؛ گفتند کار و زندگی ات رو جمع کن و برو خارج اما میبینید که هنوز هم اینجا هستم و به کارم ادامه میدهم.
از سال ۶۷ به شکل حرفهای کارم را شروع کردم، آن روزها ساکن شاهرود بودم و همانجا هم کار میکردم. یک سال بعد گفتند خانمها نمیتوانند روی صحنه بیایند و کار کنند، ما هم برای اینکه بگوییم هنر زن و مرد ندارد، یک تئاتر به اسم «خرابه شام» کار کردیم و همه خانمها با پوشیه روی صحنه رفتند.
همین جسارتی که ما بهخرج دادیم باعث شد سد روی صحنه نرفتن خانمها شکسته شود و ما بتوانیم کارمان را ادامه دهیم. اواخر سال ۶۸ برای مدتی به تهران آمدم و بعد دوباره به شاهرود برگشتم اما از سال ۷۴ به بعد برای همیشه تهران را برای زندگی انتخاب کردم چون اینجا راحتتر میتوانستم کار کنم.
اولین سریالی که خارج از قالب زنانه و در واقع با قالب اصلیتان بازی کردید، کدام سریال بود؟
سال ۸۷ در یکی از برنامههای ویژه عید نوروز به کارگردانی سعید آقاخانی
نقش یک سمسار را بازی کردم. البته آن زمان درباره بازی در سریال کمال
تبریزی هم صحبتهایی کرده بودم، اما اولین حضورم جلوی دوربین با همان نقش
سمسار بود.
بعد برای صحبت با کمال تبریزی به پشت صحنه سریالش یعنی «سرزمین کهن» رفتم و با او به گفتوگو نشستم. اضطراب زیادی داشتم، مدام منتظر بودم ایشان یک دنیا سوال درباره کاری که انجام دادهام بپرسند، اما آقای تبریزی طوری رفتار کرد که انگار نه انگار اتفاقی افتاده، خیلی راحت فقط درباره بازی در فیلمشان با هم حرف زدیم.
مسعود کیمیایی هم همینطور بود. من سالهاست ایشان را میشناسم؛ ایشان یکی از افرادی بود که از قبل میدانست قرار است تغییر جنسیت بدهم و چه مشکلی دارم. یکی از خوشبختیهای من حضور این آدمها بود که کنارم بودند و توانستم روی کمک و اطمینان قلبیای که به من میدادند حساب کنم و برای تغییر جنسیت اقدام کنم.
بیشتر رابطههایم را بعد از جراحی هم حفظ کردم اما چند تا دوست خوب داشتم که متاسفانه آنها را دست دادم و الان فقط گاهی تلفنی با آنها در ارتباط هستم.
با چه چیزی مشکل داشتند؟ اینکه راه اصلی زندگیتان را انتخاب کردید و تغییر جنسیت داده بودید یا مشکل، چیز دیگری بود؟
نپذیرفتند، اصلا موقعیتی را که داشتم نپذیرفتند. میگفتند این فکری که
درمورد خودت میکنی با چند جلسه روانکاوی حل میشود و خیلی جدی نیست.
میگفتند تو بیدلیل یک مشکل کم اهمیت را بزرگ کردهای. این گروه رابطهشان
را کاملا با من قطع کردند و همین موضوع خیلی اذیتم کرد.
حتی در یک دوره، افسردگی گرفتم اما چون اعتقاد داشتم زمان، مشکلات را حل میکند، همه چیز را به گذشت زمان سپردم و در حال حاضر بیشتر آنهایی که دیدشان نسبت به این کارم منفی بود من را پذیرفتهاند. حالا خیلیها فهمیدهاند که ما باید آدمها را به خاطر چیزی که هستند دوست داشته باشیم، نه چیزی که دوست داریم باشند.
حالا دیگر همه سامان را بیشتر از فرزانه میشناسند و میپذیرند و این همان اتفاقی است که باید بیفتد. قبل از جراحی مدام باید دلیل رفتارهایم را به دیگران توضیح میدادم و میگفتم این زنی که شما میبینید واقعیت دنیای من نیست؛ من فقط جسم زنانه دارم.
با کدام یک از دوستان بازیگرتان رابطه بهتری داشتید؟
مائده طهماسبی و همسرشان فرهاد آئیش، مستانه مهاجر، مهتاب کرامتی، مسعود
کیمیایی، رابعه اسکویی، مجید جعفری و خیلیهای دیگر. دوستان هنرمندم راحت
پذیرفتند.
عزتالله انتظامی، محمدعلی کشاورز و خیلی از کسانی که سن وسال بیشتری از آنها گذشته و فکر میکردم این اتفاق را خیلی راحت نپذیرند اما باز هم به من خیلی کمک کردند و شرایطم را همانطور که بود پذیرفتند.
راستش الان خیلی بهتر از قبل شده؛ فقط بعضی وقتها نمیدانم از روی قصد و غرض است یا ناخودآگاه، آنها من را به اسم قبلیام صدا میزنند و این کمی آزاردهنده است.
در این مدت هیچوقت این رابطه قطع نشد؟
نه
خوشبختانه؛ البته فاصله سنی من و خواهرهایم کمی زیاد است. مثلا
بزرگترینشان ۵۸ساله است؛ بالطبع کنارآمدن با شرایطی که من داشتم برایشان
کار راحتی نبود با این حال هیچوقت رابطهمان را با هم قطع نکردیم. شاید
این رابطه مدتی کمرنگ شد اما من هیچوقت نخواستم خودم را پنهان کنم چون
اعتقاد داشتم کار درستی انجام دادهام و همین باعث می شد میلی به پنهان
کردن خودم نداشته باشم.
با بچهها چطور؟ بچههای اقوام و آشنایان؟
خیلی
خوب است، چون یک کودک درون دارم که اسمش سیناست؛ سینا سالهاست که همراه
من است.نه بزرگ میشود و نه دست از شیطنت برمیدارد؛ من۵۰ تا خواهرزاده
دارم که عاشقم هستند، من هم عاشق آنها هستم.
هزینه جراحیها زیاد بود؟ برای تهیهاش مشکل نداشتید؟
دو تا جراحی اولم نزدیک به ۹ میلیون تومان هزینه داشت که با کمک مهتاب
کرامتی و پادرمیانیهایش به ۴۰۰ هزار تومان رسید و این واقعا کمک بزرگی بود
که هیچوقت فراموش نمیکنم. جراحی دوم که مهمترین و اصلیترین جراحی بود
پول زیادی میخواست؛ چیزی حدود ۲۰ میلیون تومان که با کمک ۳۰ نفر از
همکارانم این مبلغ تهیه شد و بالاخره خرداد ماه سال گذشته آخرین عمل تغییر
جنسیت را انجام دادم. اگر کمک آنها نبود با مشکل روبهرو میشدم.
بهزیستی هم کمک کرد؟
متاسفانه آسیبدیدگان خیلی
از آسیبهای اجتماعی زیر نظر بهزیستی هستند اما من و امثال من زیر شاخهای
از وزارت بهداشت هستیم و فقط میتوانیم با بهزیستی در تعامل باشیم.
هزینهای که دولت برای کمک به جراحی ما در نظر گرفته ۱۰ میلیون تومان است
اما در عمل بهزیستی در مرحله اول ۴ میلیون میدهد و در قسط بعدی یک میلیون
تومان البته ممکن است این مبلغ قسط ها به صورت دیگری هم باشد،مثلا اول ۳
میلیون بعد ۲ میلیون. حالا بماند که چقدر برای همین پول باید برو بیا داشته
باشیم و از این اتاق به آن اتاق برویم و از هر جایی نامه بگیریم و تمام
اینها ما راخسته تر می کند…
مشکلات دیگری هم داشتید؟
خیلی زیاد؛ مثلا
بهزیستی برای ما پزشک تعیین میکند. آنها خودشان راضی نمیشوند که گربهشان
را زیر تیغ جراحی بیندازند که شناختی از او ندارند اما بچههای ما با همه
مشکلات روحی، روانی و خانوادگیای که دارند و بحرانی که قرار است پشت سر
بگذارند باید زیر نظر پزشکی که به آنها معرفی میشود، عمل کنند. ما نه
کلینیک مخصوص داریم، نه پزشک، نه مشاور و نه حتی انجمنی که بتوانیم با آن
در ارتباط باشیم. جمعیت ۴ هزار نفری تیاس ما درواقع انگار وجود ندارند.
بعد از جراحی چطور؟ مشکلات باز هم ادامه دارد؟
همه فکر میکنند فقط دیوانهها باید بروند روانپزشک اما بچههای ما بعد از
جراحی قطعا باید تحت نظر باشند اما این امکان برای خیلیها فراهم نیست.
ببینید، ما فکر میکنیم اگر عمل جراحی تغییر جنسیت را انجام بدهیم دنیا
برایمان بهشت میشود اما خبری از این جور چیزها نیست.
گذشته را فراموش کردهاید؟
نه، نباید فراموش
کنم، فقط دیگر کاری با آن ندارم. نمیدانم چرا بعضیها عکسهای آن
روزهایشان را میسوزانند و همه خاطراتشان را کتمان میکنند. من معتقدم که
جسمم تغییر کرده و با روحم همسو شده است. پس چرا باید عکسهایم را پاره
کنم؟ باور کنید الان دیگر حتی به دیروز هم فکر نمیکنم چه برسد به گذشته.
چطور از فرزانه به سامان رسیدید؟
وقتی تغییر
جنسیت دادم، با همسرم اسمهایی مثل فرزین، بردیا و سامان را انتخاب کردیم،
هرکدام را چند روز صدا زدیم؛ سامان بیشتر از همه اینها به من میآمد و
دوستش داشتم.
ازدواجتان به کجا رسید؟
سال ۸۷ با همسرم نامزد کردیم، ۹ تیر ۸۸ تاریخ عقدمان بود و اردیبهشت ۹۰ از هم جدا شدیم.قسمت این بود که اینطوری زندگی کنم .
ارسطو تمام مدت مصاحبه به همسرش هدی فکر می کرد و دلش می خواست آنجا بود.